اسفند ۰۲، ۱۳۸۱

تقدیم به صدام حسین، محبوب قلبها
(بر وزن ترانه " ایرونی ساقه و برگ و ریشه " سیاوش قمیشی بخوانید)




صدام خان ساقه و برگ و ریشه
صدام از قدرت جدا نمیشه
صدام خان ساقه و برگ و ریشه
صدام از قدرت جدا نمیشه

بر ضدش قطعنامه تصویب میشه
ولی قطعنامه اجرا نمیشه
صدام خان برقراره همیشه
هیشکی مثل صدام خان نمیشه
هیشکی مثل صدام خان نمیشه

با تمام تلاشی که میشه
صدام از میدون به در نمیشه
بهش تهدید نظامی میشه
اما اینا که کارساز نمیشه
بازرسا سرکارن همیشه
هیشکی مثل صدام خان نمیشه
هیشکی مثل صدام خان نمیشه




همایون

مادر سیلویا می گه : سیلویا کار داره ،
اونقدر سرش شلوغه که نمی تونه بیاد پای تل�ن.
مادر سیلویا می گه : سیلویا داره
یه زندگی تازه رو شروع می کنه.
مادر سیلویا می گه : سیلویا الان خوشبخته ،
چرا نمی ذاری به حال خودش باشه؟
تل�نچی می گه :
40 سنت دیگه برای 3 دقیقه بعدی.

خواهش می کنم خانم ایوری
من باید باهاش حر� بزنم
�قط یه دقیقه
خواهش می کنم خانم ایوری
�قط می خوام بهش بگم :
خدا حا�ظ.... .

مادر سیلویا می گه : سیلویا داره چمدونشو می بنده
آخه امروز از اینجا میره.
مادر سیلویا می گه : سیلویا شوهر می کنه
به یه آدمی از گالستون وی.
مادر سیلویا می گه : چیزی بهش نگین....
که اشکاش سرازیر می شه و از اینجا جنب نمی خوره.
تل�نچی می گه :
40 سنت دیگه برای 3 دقیقه بعدی.

خواهش می کنم خانم ایوری
من باید باهاش حر� بزنم
�قط یه دقیقه
خواهش می کنم خانم ایوری
�قط می خوام بهش بگم :
خدا حا�ظ.... .

مادر سیلویا می گه سیلویا عجله داره ؛
قراره با قطار ساعت 9 حرکت کنه.
مادر سیلویا می گه : چترت رو بردار سیلویا ،
بیرون بارون می باره.
مادر سیلویا می گه :
از اینکه تل�ن کردین ممنونم آقا!
لط�اً دیگه زنگ نزنین.
تل�نچی می گه :
40 سنت دیگه برای 3 دقیقه بعدی.

خواهش می کنم خانم ایوری
من باید باهاش حر� بزنم
�قط یه دقیقه
خواهش می کنم خانم ایوری
�قط می خوام بهش بگم :
خدا حا�ظ.... .

بهش بگین خداحا�ظ.
خواهش می کنم بهش بگین خداحا�ظ
خدا حا�ظ...........................


شل سیلور استاین
رامین

اسفند ۰۱، ۱۳۸۱

دوستان عزیز سلام

من دوباره برگشتم!!!!!
اگه دست خودم بود هیچ وقت برنمی گشتم!! اما هیأت مدیره عزیز با ر�تن من موا�قت نکرد و من رو قانع کرد که بمونم.
حر�شون هم این بود: یا همه با هم ؛ یا هیچ کس.
حتی حر� از تعطیلی وبلاگ به میون اومد..... نتیجتاً من راضی شدم که برگردم و تصمیم بعدی اینکه وبلاگ دچار تغییرات عمده ای بشه. هم از نظر قالب و هم از نظر مطالب.
به هر حال من برگشتم گرچه بود و نبودم هم �رقی نمی کنه.... امیدوارم که روابطمون با شما دوستان عزیز عمیقتر و صمیمیتر بشه.

در آخر هم من از طر� "هیأت مدیره" نتائج نظرسنجی رو اعلام می کنم:
به نظر شما قهرمان جام باشگاههای اروپا(لیگ قهرمانان) چه تیمی خواهد بود؟
رئال مادرید 40%
آث میلان 29%
منچستر یونایتد 20%
یوونتوس 11%

لط�اً ما رو از راهنماییهای قشنگتون بی نصیب نذارین.
متشکرم.

رامین دوباره خ�ن!

بهمن ۲۹، ۱۳۸۱

امروزم تولد رامون گل ماست، رامون جان تولدت مبارک.

شهرام

*********
رامون عزیز، تولدت مبارک! صد سال به این سالها.

رامین

*********
برادر عزیزم، رامون، تولدت مبارک! بیا شمعا رو �وت کن، تا صد سال زنده باشی!

همایون




بر اساسی طرحی که دیروز �اش شد، یک ژنرال آمریکایی به نام ژنرال مک کرنان( �رمانده کنونی نظامیان آمریکایی مستقر در کویت) از سوی کاخ س�ید مأموریت یا�ته تا پس از اشغال عراق این کشور را به حالت "دموکراتیک" در آورد و اعلام کرده که دو سال برای اینکار �رصت می خواهد!
این �رمانده نظامی آمریکایی در مرحله انتقالی وظی�ه خواهد داشت که قدرت را در چارچوب یک رژیم تقسیم بندی و تأسیسات زیربنایی نظامی و اقتصادی عراق را که در جریان جنگ از بین ر�ته، بازسازی کند.
وی همچنین مأموریت خواهد داشت که بر بازسازی تأسیسات پالایشگاههای ن�ت عراق به منظور بالا بردن ظر�یت تولید آنها برای "ا�زایش حجم صادرات عراق" از یک میلیون و نهصدهزار بشکه در روز به سه میلیون بشکه در روز و همچنین بر عملیات بازسازی سریع این کشور در بخشهای دیگر نیز نظارت کند.
بنابراین گزارش، در صورتی که رژیم صدام حسین سرنگون شود، مسؤولان دولت بوش معتقدند که دیگر رژیمهای خاورمیانه نیز بلا�اصله همانند مهره های "دومینو" �رو خواهند ریخت! ( تا باد چنین بادا !!!)

• کشور هلند رسماً اعلام کرد در صورت حمله احتمالی آمریکا علیه عراق در کنار واشنگتن خواهد بود.
• اعضای ناتو ( بدون حضور �رانسه) برای کمک به ترکیه در صورت حمله احتمالی علیه عراق به توا�ق رسیدند. این کمکها شامل گشت زنی هواپیماهای شناسایی آواکس و استقرار موشکهای پاتریوت در ترکیه برای جلوگیری از حملات موشکی احتمالی عراق، می باشد.

همایون

بهمن ۲۸، ۱۳۸۱

((بميريد قبل از آنکه بميريد))
saleh

بهمن ۲۷، ۱۳۸۱

ببین چه بر�ی می بارد! کوچه و خیابان را بنگر که یکسر سپیدپوش شده است. چنین بر� سنگینی را در اواخر بهمن ماه به یاد نمی آورم. دیروز که خورشید آنچنان می درخشید و یک لکه ابر در آسمان نبود، �کرش را می کردی که امروز آسمان چنین ببارد؟
چه حس خوبی به من دست می دهد وقتی این عظمت و شکوه و زیبایی را می بینم. می دانم که �رشته مهربانم نیز خشنود و دلشاد است. او طاقت نخواهد آورد و از خانه خود در بالای ابرها پر خواهد گشود و روی زمین �رود خواهد آمد تا از تماس دانه های بر� با صورت، دستها و بالهایش لذت ببرد. �قط امیدوارم سرما نخورد!!!



همایون