دی ۲۱، ۱۳۸۱

سلام
من از همه دوستان عزیزم معذرت می خوام و ازشون ممنونم که این چند روزی که من نتونستم بیام ما رو �راموش نکردن و ما رو مورد لط� و محبت خودشون قرار دادن.
ضمناً این مصاحبه ما هم چیز خاصی نبوده! نویسنده و خبرنگار ص�حه وب گشت روزنامه همبستگی یک مصاحبه تل�نی با ما - یعنی من و همایون و رامون - انجام داد که در روزنامه شنبه گذشته به چاپ رسید. ضمن عذر خواهی از آقا صالح و بقیه دوستان این مصاحبه بسیار ناگهانی صورت گر�ت و نشد که همه ی اعضاء خ�نان در این مصاحبه شرکت کنن . آقا صالح! ما هیچ وقت به شما نازکتر از گل نگ�تیم و نخواهیم گ�ت و از این که نشد شما و بیژن و شهرام هم در این مصاحبه شرکت کنین معذرت می خوام. ضمناً آقای مسعود خان چشم آبی! با کمال احترام به اطلاع می رساند- کی می رساند؟؟ من می رسانم!!!! - ما بی مرام نشده ایم! آقا همایون و رامون کامپیوترشون بیمارستانه! من هم تو این مدت سخت گر�تار بودم و اصلاً خونه نبودم!!!
در هر حال امیدوارم که همه دوستان عزیز ما رو ببخشن و همیشه شاد و پیروز باشند. ضمناً امیدوارم وبلاگ نویسهای خرخون هم در امتحاناتشون مو�ق باشن!!!

رامین

دی ۲۰، ۱۳۸۱

می توان نادیده گر�ت حضور را ، وقتی جمعی به زیباترین شکل می نویسند . می توان در پس نوشته های دیگران گم شد ، وقتی دوستان با کلماتی زیبا ص�حه را زینت می دهند . اما وقتی حضور تو می تواند ذره ای از جای خالی دوستان را پر کند ، باید بود ، باید نوشت ، و باید امیدوار بود که به زودی می آیند .
خوب از این حر�ها که بگذریم �علا دوستان خ�ن کامپیوتر رو �رستادن مرخصی ، ما هم دیدیم �علا حالمون بهتره و این سرماخوردگی دست از سرمون برداشته شروع کردیم به جولان دادن . آقا تا کامپیوتر خ�نها نیومده من یه ذره اذیت می کنم تا بعد .
جونم براتون بگه از سیاست خبری نیست اما از بلاگها کلی خبر دارم : این آقا صالح ما رو می بینید ؟ کلی �عال شده و یه بلاگ دیگه هم تازه تأسیس کرده که خیلی تخصصیه . ما که زیاد سردر نیاوردیم شما برید که حتما خوشتون میاد .
از احوالات دیگر بلاگها هم براتون بگم که بیشتر بلاگها به علت امتحان کار رو تعطیل کردن بعضی هم به سرو روی بلاگشون دستی کشیدن و خوشگلش کردن مثلا سروناز بانو لوگو دار شده ، جنگل شیشه ای کلی شیک شده تازه جدیداً به نقاشی هم علاقمند شده که جای بسی تعجبه که چه طور از سیاست دست کشیده . بقیه خبر ها بمونه برای بعد می ترسم جیغ همه در بیاد قول می دم �ردا بقیه خبرها رو کامل و جامع بدم .

صبا بانو

دی ۱۷، ۱۳۸۱

نيايش
به نام خدا
خدايا! به من تو�يق تلاش در شکست ـ صبر در نوميدی ـ ر�تن بی همراه ـ جهاد بی سلاح ـ کار بی پاداش ـ �داکاری در سکوت ـ دين بی دنيا ـ مذهب بی عوام ـ عظمت بی نام ـ خدمت بی نان ـ ايمان بی ريا ـ خوبی بی نمود ـ گستاخی بی خامی ـ مناعت بی غرور ـ عشق بی هوس تنهايی در انبوه جمعيت ـ دوست داشتن دوست بی آنکه دوست بداند، روزی کن.
زنده ياد علی شريعتی
saleh

در ضمن این بچه های خ�ن هم اصلا منو به هیچ گر�تن و به من نگ�تن که مصاحبه داریم . بابا حد اقل روزنامه شنبه رو بهم بدید زبونم مو در آورد از بس از دکه ها ÷رسیدم که همبستگی شنبه دارید یا نه؟!
در هر حال دمتون گرم!J

دی ۱۶، ۱۳۸۱

آقا انگار خبری از بقیه ی بچه ها نیست مثل اینکه این وبلاگ ا�تاده دست من، ولی اصلاً خوشحال نیستم چون به کار گروهی عادت کردیم و اینجوری تنهایی یه جوریه!! دلم برای نوشته های بچه ها مخصوصاً همایون و رامین تنگ شده بیژن و رامون هم که کمتر می نوشتن ولی جای اونا هم خیلی خالیه، خلاصه من موندم و این وبلاگ که نمی دونم چه کار کنم. چه خوب شد خودم تنهایی وبلاگ نزدم وگرنه دق می کردم!

شهرام