آذر ۰۱، ۱۳۸۱

تعداد معتادين!
بر اساس گزارش رسمي سال 2000 سازمان ملل متحد با نام �گزارش جهاني مواد مخدر“ ايران با 000/ 800/ 2 معتاد مقام نخست جهان و بعد پاكستان كشوري با 120 ميليون ن�ر جمعيت يعني دو برابر ايران، با000/ 700/ 1 كشور دوم جهان است. در حاليكه تركيه همسايه لاييك ما تنها داراي يك صد هزار معتاد است. به اعتقاد جامعه شناسان استحكام نهاد خانواده يكي از شاخص هاي سلامت اجتماعي يك جامعه است. من علاقه مندان در اين زمينه را به كتاب �سرمايه اجتماعي“ �رانسيس �وكوياما كه به گمانم در 1995 منتشر شد ارجاع مي دهم.
البته مطالب �وق به نقل از وبلاگ اقای ا�ضلی است.
صالح
تو اخبار شنیدم وارد کنندهای گوشتهای آلوده رو دستگیر کردن (هه!هه!) مبارکه آقا.
ولی من نمی دونم تو این مملکت چرا هر وقت گند یه چیزی در میاد زودی یه عالمه مجرم دستگیر می شه. خوب البته ما خرهستیم و باور می کنیم که اینا، همونا هستن!!!!!!!!! دست نیروی انتظامی و 110 و ناجا و پشتیبانی وخلاصه همه درد نکنه ولی آقایون همیشه در صحنه وقتی گوشتهای آلوده وارد شد و بین مردم توزیع شد شما کجا بودین؟؟ یعنی باید باور کنیم وارد کننده ها همون دو تا برادر مینابی بودن حالا گیریم که باور کردیم!!!!!!!!!!!!! عجب مملکت بی صاحبیه که دو تا آدم دهاتی این همه گوشتو اول می خرن، بعد تو یه بندر خالی می کنن( خودتون می گین قایق کرایه کردن یعنی سرمایه هم هوتوتو) بعدش بار این همه کانتینر می کنن بعدشم گر�تن مجوز و ......
آخه چرا عذر بدتر از گناه میارین؟ اگه بگین خودمون بودیم که سنگین تره، تا اینقدرم به بی عرضگی متهم نشین. یعنی یه پلیس راه نبوده بگه آقا این گوشتهای بار تریلی از کدوم کشتارگاه اومده.
آقا اینا یا خودشون خرن و نمی �همن چی می گن، یا �کر کردن ملت خر تشری� دارن که هر چی گ�تن، سریعاً تائید کنن. من که گیج شدم که کی راست می گه؟

شهرام

آبان ۳۰، ۱۳۸۱

دنبال یه شعر می گشتم که اونو تو اشعار "�روغ �رخزاد" پیدا کردم:
در منی و این همه از من جدا*با منی و دیده ات بسوی غیر
بهر من نمانده راه گ�تگو * بو نشسته گرم گ�تگوی غیر
غرق غم دلم به سینه می تپد*با تو بیقرار و بی تو بیقرار
وای از آن دمی که بیخبر زمن*برکشی تو رخت خویش از این دیار
سایه ی توام به هر کجا روی*سر نهاده ام به زیر پای تو
چون تو در جهان نجسته ام هنوز*تا که بر گزینمش بجای تو
شادی و غم منی به حیرتم*خواهم از تو... در تو آورم پناه
موج وحشتم که بی خبر ز خویش*گشته ام اسیر جذبه های ماه
گ�تی از تو بگسلم ... دریغ و درد*رشته ی و�ا مگر گسستنی است؟
بگسلم از خویش و از تو نگسلم*عهد عاشقان مگر شکستنی است؟
دیدمت شبی بخواب و سرخوشم*وه...مگر به خوابها ببینمت
غنچه نیستی که مست اشتیاق*خیزم و زشاخه ها بچینمت
شعله می کشد به ظلمت شبم*آتـــش کبــود دیــدگان تو
ره مبند...بلکه ره برم بشوق*در سراچه ی غم نهان تو

رامین
• کاش یه سرزمینی بود که اونجا قلب حاکم بود. عشق حکومت میکرد و هیچ چیزی نمی تونست جلوشو بگیره.
تو این دنیا که اینجوری نیست. اولین کسی که جلوی قلب قرار میگیره ، عقله. عقل همیشه بدبینه و خودشو دوراندیش میدونه. همش به ریش قلب می خنده و مسخرش می کنه. تازه اگه قلب بتونه یه جوری با عقل کنار بیاد و راضیش کنه، اونوقت سر و کله بقیه پیدا میشه. سنت ها، �رهنگ جامعه ، دخالت خانواده ها، تمسخر مردم و… . این جوریه که قلب و عشقی که درونش می جوشه، اغلب راه به جایی نمی بره ، شکست می خوره و اونایی که شکستش دادن پیروزمندانه جلوش لبخند می زنن. و قلب آروم و بی صدا گریه می کنه….
ولی کاش یه سرزمینی بود که اونجا �قط عشق حکومت می کرد. کاش بود!!!
• در همین زمینه من از سه اثر هنری خیلی لذت بردم:
یکی �یلم کارتونی شرک ( داستان غول بدقیا�ه ای که عاشق یک پرنسس زیبا میشه) ، دیگری �یلم سینمایی هوش مصنوعی به کارگردانی استیون اشپیلبرگ ( داستان بچه روبوتی که عاشق یه انسان میشه و اونو مادر خودش میدونه) و یکی دیگه هم رمان سرخ وسیاه اثر استاندال (داستان پسر جوانی که عاشق یه خانوم متأهل میشه).
هر سه تاشون معنای زیبایی از عشق رو ارائه میدن و پیامشون اینه که عشق هیچ حد و مرزی و هیچ معیار و ضابطه ای رو نمی شناسه و زیباتر و بزرگتر از هر چیز دیگه ایه. در هر سه داستان هم چون عشق واقعیه ( هر چند غیر معموله ) ، توسط معشوق پاسخ داده میشه.....

ای عشق همه بهــانه از توسـت
من خاموشم این ترانه از توست

همایون

آبان ۲۹، ۱۳۸۱

خاتمی به نظر من یه خائن بزرگ به مملکته. برای گ�ته هام دلیل هم دارم. خاتمی از مردم پله ساخت و بالا ر�ت، اونقدر این نردبان بلند بود و اون بالا ر�ت که �کر کنم هیچ کس نمی تونه به اونجا برسه. من خودم �ریب خوردم، اونقدر برای این آقا تو سر خودم زدم و جر و بحث کردم که... خاتمی در روزهای نه چندان دور بزرگترین چهره سیاسی محبوب قلبم بود اما حالا که بزرگتر شدم و به دلیل رشته دانشگاهیم با خیلی از زد و بندهای پولی و اقتصاد و بودجه مملکت آشنا شدم، می �همم که چه اشتباهی کردم.
اونایی!! که هنوز سنگ خاتمی رو به سینه می زنین می دونین ن�ت(سرمایه ملی شما) تو زمان ریاست خاتمی و وزیراش برای 60 سال به قیمت 6 دلار پیش �روش شده!!!! �کر کردین این اروپایی های طمعکار عاشق چشم و ابروی خاتمی و قیا�ه کثی� وزیراش هستن که دائم به این کشور و اون کشور دعوتشون می کنن.



سالهای بعد تو کتابهای تاریخ می خونین که قراردادهایی که خاتمی و یارانش می بندن چیه؟! اونوقته که به دامن قاجار و عهدنامه ترکمن چای نماز می خونین.
برید، برید و بگین اصلاحات! اصلاحات! این اصلاحات بازی بود، یه بازی که با سرکردگی انگلیس بازم عوض می شه و بازم می دونم که گول می خوریم، اصلاً اقتصاد این مملکت هیچ نقطه مثبتی نداره، مثل یه بیمار سرطانی می مونه که منتظر رسیدن عزرائیله، آخه این اقتصاد از پایه خراب با کدوم اصلاحات آقایون قراره درست بشه؟! می دونین الآن جامعه ما تو یه بحران هویته، یعنی دچار سردرگمی شده، شخصیت خودشو �راموش کرده، از گذشته ناراحته و به آینده هم اصلاً خوشبین نیست. این به نظر شما بازی نیست، پس بازم بگین خاتمی قهرمان!! امید نسل جوان، هی بگین قلباً دوستش داریم، بگین نمی ذارن کار کنه! نه خیر آقاجون نمی خواد کار کنه، هی بازیچه بشین و گول بخورین. با شهرام جزایری و هاشم آقاجری سرگرم بشین تا آقایون بدزدن، بعد که به خودتون اومدین نه خاتمی هست، نه اصلاحات و نه مردم سالاریه دینی. طوری نیست از قدیم گ�تن: از ماست که بر ماست.

شهرام

آبان ۲۷، ۱۳۸۱

حقیقتش تصمیم داشتم یک مطلب م�صل راجع به آقای خاتمی و بررسی عملکرد 6 ساله اش بنویسم تا اینکه بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به تعرض به ساحت علم و دانش به دستم رسید و تصمیم گر�تم به جای نوشته های خود ، این بیانیه زیبا را به شما تقدیم کنم:

زیرکی را گ�تم این احـــوال بین خنـــدید و گ�ــت:
صعب روزی ، بوالعجب کاری ، پریشان عالمی

دانشگاه که پس از خاطره دردناک تیرماه 1378 سر خود گر�ته بود



و سیاست را به اهل علم واگذاشته ، سودای کسب حلال و رزق طیب برای عیال خود می پرورد و درس خود می گ�ت و بحث خود می کرد، ناگاه متوجه شد که باید همه دانشگاههای علوم انسانی خود را نیز تعطیل کند که اینجا سؤال مقدس است و نزد آنان ارتداد از دین. و عجبا که اگر در برخورد با سیاستمداران و روزنامه نگاران به زجر و زندان وتبعید بسنده می کردند، چون نوبت به دانشگاهیان می رسد با اعدام آغاز می کنند.
در این میانه مردمان بر چند گروهند:
جمعی در حال کوبیدن آب اصلاحات در هاون جمهوری اسلامی ،



جمعی از ایرانیان طمع بریده ، دل بر بیگانگان بسته و گروهی از زمینیان چشم شسته ، چشم به دستی از آسمان دوخته.

با نشستگان مسند قضا سخنی نمانده است. پس گوارایشان باد که مداد عالم را با خون شهید همراه می سازند و کارنامه خود را به خون مظلوم می آرایند و به اسلا� خود در جمله اعصار سیاه تاریخ می پیوندند.
بر حسن سلیقه شان آ�رین می گوییم که این مهم را با برخورد قضایی با یک نظرسنجی همزمان ساختند تا همه شبهه ها نه درباره عدالت و بی طر�ی داوران – که سالهاست برطر� شده – بلکه درباره سلامت عقل و خرد آنان برطر� شود.
این احکام عادلانه را به تمامی ارکان نظام ، رهبر محترم، رئیس جمهور محبوب(!!!!!!) ، مجلس مقتدر و قوه عدالت پرور قضاییه تبریک گ�ته ، بقای نظام مقدس جمهوری اسلامی را در سایه این عدل جهان گستر آرزومندیم.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر


آری این بیانیه به تنهایی همه حر�ها را زد، �قط نباید اجازه داد گل امید در دلهایمان پژمرده شود.



جمهوری اسلامی �انوس رو به باد است
راه نجــات ایران ایــمان و اتحــاد اســت


همایون

آبان ۲۶، ۱۳۸۱

بعضی آدما چه روح بزرگ و بخشنده ای دارن، به راحتی از حق خودشون می گذرن تا دل یه انسان دیگه رو شاد کنن، یعنی بیشتر از اینکه به �کر خودشون باشن به �کر بقیه هستن.
راستی چه خوب بود همه ما تو این دنیا این جور باشیم تا وقتی یه روزی که به حکم طبیعت رخت از این دنیا بر بستیم �قط خوبی پشت سرمون باشه. اصلاً زمونه اینجوریه که هر کسی تو این دنیا یه خاطره ای از خودش به جا می ذاره ولی همیشه اسم آدمای خوب موندگار می شه. سهراب در این باره می گه:

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود، خوانَد و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

شهرام