بهمن ۰۵، ۱۳۸۱

راستی امروز تولد رامین خانه، رامین جون تولدت مبارک

شهرام

بهمن ۰۳، ۱۳۸۱

یه مطلب در روزنامه ی همشهری 29 دی دیدم که جالب بود:
گ�ت و گوی با آیت الله موسوی بجنوردی (�قیه!؛ محقق!! و استاد!!! حوزه و دانشگاه درباره ی شبیه سازی انسان!!!!!
کلون سازی یک جاندار به م�هوم تولید یک جاندار از طریق غیر جنسی است.برای مثال , کلون سازی انسان به م�هوم تولید یک انسان بدون لقاح اسپرم با تخمک است.از این رو کلون با والد خود ت�اوت ژنتیکی ندارد.و...........................................
بعد محاسبه گر پرسیده آیا به نظر شما اجرای این �ن در مورد انسان با م�اهیم اسلامی سازگار است؟
بجنوردی با استناد به آیات و......... اعلام می کند که کلون سازی(شبیه سازی) مخال� آ�رینش و اراده الهی نیست. چون معنی خلقت این نیست که حتماً باید از ترکیب اسپرم و تخمک �رزندی پدید آید.
*****************************
بعد پرسشگر می گوید که یکی از م�تی های عربستان به نام شیخ محمد صالح موضع گیری شدیدی در قبال کلون سازی ابراز کرده است.و می گوید :من �کر می کنم کمترین مجازاتی که برای مخترعان کلون سازی می توان در نظر گر�ت , قطع دست و پای آنان است!!!!!!!!!!در غیر این صورت آنان را باید اعدام کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد بجنوردی گ�ته که



امان از خشونت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


رامون

دی ۳۰، ۱۳۸۱

دلم گر�ته از این بی مرامان، خسته شدم از این نار�یقان. باز هم به حبیب پناه میبرم:

گردی از راهی نمی خیزد، سواران را چه شد؟
مرده اند از بیم یاران، نامداران را چه شد؟
جز صدای جغدها چیزی نمی آید به گوش
قمریان آخر کجا ر�تند؟ ساران را چه شد؟

از هجوم کرکسان شوم قلب من گر�ت
بلبلان، قرقاولان، کبکان هزاران را چه شد؟
دور تا دور من از دشمن سیاهی می زند
دوستان ما کجا ر�تند؟ یاران را چه شد؟
قمریان آخر کجا ر�تند؟ ساران را چه شد؟

هر کجا سوز زمستان است و تاراج خزان
روح تابستان و عطر نوبهاران را چه شد؟
زیر سم لشکر ضحاک پشت من شکست
کاوه لشکرشکن کو؟ شهسواران را چه شد؟
لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید
رستم و گودرز کو؟ اس�ندیاران را چه شد؟
خشکسالی در زمین بیداد و غوغا می کند
بخشش ه�ت آسمان کو؟ باد و باران را چه شد؟
قمریان آخر کجا ر�تند ساران را چه شد؟

همایون

دی ۲۹، ۱۳۸۱

با سلام خدمت دوستان!
راجع به مطلبی که در مورد 26 دی ماه نوشتم چند تا توضیح دارم:
1- من اصلاً سواد سیاسی و اقتصادی و جامعه شناسی و تاریخی ندارم، ولی دلم میخواد هر چرندی که دوست دارم تو وبلاگم بنویسم و مرتباً نظریه پرتاب کنم. اصلاً وبلاگ زدم که اراجی� توش بنویسم. حوصله خوندن شر و ورهای امثال صادق زیبا کلام رو هم ندارم. ترجیح میدم بینوایان ویکتور هوگو یا جنگ و صلح تولستوی یا صد سال تنهایی گارسیا مارکز یا سرخ وسیاه استاندال رو برای چندمین بار بخونم یا text ها و مقاله های مربوط به دندونپزشکی را مطالعه کنم و وقتمو سر خوندن تراوشات ذهنی یک احمق که �کر میکنه بیشتر از من میدونه صر� نکنم. در ضمن لیاقت آزادی رو هم دارم، کسی حق نداره به من بگه که لیاقت دارم یا ندارم.
2- من نه از شاه خوشم میاد نه از خمینی، نه از مصدق، نه از گلسرخی . سیاسیون و سیاستمداران آدمهای عوضی هستند. یه عدشون که �قط به �کر من�عت و قدرت و ثروت هستند و یه عده هم که مثلاً دلسوز ملتن و پروندشون پاکه و کلی هم روشن�کرن و خیلی می �همن، از گروه اول عوضی ترن، میدونین چرا؟ چون گروه اول خودشون میدونن چه آدمهای کثی�ی هستن، ولی آقایون و خانومهای روشن�کر گروه دوم �کرمی کنن ملت یه گله گوس�نده که نیاز به چوپونایی مثل اونا داره، خودشونو در سطحی می دونن که باید برای یه ملت تصمیم بگیرن و مدام امر ونهی میکنن. تجربه تاریخی هم نشون میده که بیشتر بدبختیهای این ملت به خاطر همین مثلاً روشن�کراییه که اکثراً یه زندگی سالم و آدموار هم ندارن.
3- برای دوستی که دوران ص�ویه رو پرا�تخار و درخشان توصی� میکنه �قط متأس�م. در ضمن تاریخ قبل از اسلام ما به نسبت تاریخ بعد از اسلام، سراسر شکوهمند و ا�تخار آمیزه.
4- تو این وضعیت ،حکومت ایران چه جمهوری اسلامی باشه، چه سلطنت، چه مشروطه، چه جمهوری دموکراتیک، چه جمهوری خلق ، یا هر اسم مسخره ی دیگه ای که داشته باشه، باز همین آشه و همین کاسه. ملتی که �رهنگ نداره، هویت نداره، هنوز درگیر بحثهای چرند وبیهوده سیاسیه، وضعش از این بهتر نمیشه.
5- امروز می خواستم یه نوشته عاط�ی بنویسم، اما مگه میذارن!
6- هر کسی حس میکنه بهش توهین شده ، دیگه این دور و برا پیداش نشه لط�اً!

همایون