دلم گرÙ�ته از این بی مرامان، خسته شدم از این نارÙ�یقان. باز هم به ØØ¨ÛŒØ¨ پناه میبرم:
گردی از راهی نمی خیزد، سواران را چه شد؟
مرده اند از بیم یاران، نامداران را چه شد؟
جز صدای جغدها چیزی نمی آید به گوش
قمریان آخر کجا ر�تند؟ ساران را چه شد؟
از هجوم کرکسان شوم قلب من گر�ت
بلبلان، قرقاولان، کبکان هزاران را چه شد؟
دور تا دور من از دشمن سیاهی می زند
دوستان ما کجا ر�تند؟ یاران را چه شد؟
قمریان آخر کجا ر�تند؟ ساران را چه شد؟
هر کجا سوز زمستان است و تاراج خزان
Ø±ÙˆØ ØªØ§Ø¨Ø³ØªØ§Ù† Ùˆ عطر نوبهاران را Ú†Ù‡ شد؟
زیر سم لشکر Ø¶ØØ§Ú© پشت من شکست
کاوه لشکرشکن کو؟ شهسواران را چه شد؟
لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید
رستم و گودرز کو؟ اس�ندیاران را چه شد؟
خشکسالی در زمین بیداد و غوغا می کند
بخشش ه�ت آسمان کو؟ باد و باران را چه شد؟
قمریان آخر کجا ر�تند ساران را چه شد؟
همایون