آبان ۰۴، ۱۳۸۱

من خاموشم این ترانه از توست.

همایون
ای عشق همه بهانه از توست.

شهرام
دلم خیلی گر�ته! دوستامون پیداشون نیست. معلوم نیست چه بلایی سر Persianblog یها اومده؟! دلم برای صالح ، صبا ، مسعود ، محمد وپریسا ، شینتیل ، سروناز ، م.شب و بقیه شون تنگ شده .
امروز هم تا حالا �قط یه ن�ر تو ص�حه مون اومده که اونم خودم بودم! تازه داشتیم راه می ا�تادیم که ..... بهتره دیگه هیچی نگم.
دلم خیلی گر�ته!

همایون

آبان ۰۲، ۱۳۸۱

سلام به همه خوانندگان عزیز!
این طوری که به نظر خودمون میاد، این نظرسنجی مون بعضی وقتها قاط می زنه و بالا نمیاد. اگه شما هم تا حالا متوجه این قضیه شدین، همین جا بهمون بگین تا ب�همیم درست �کر می کردیم یا نه و احیاناً یه �کری به حال نظر سنجی مون بکنیم. اگه هم مشکلی نبوده که چه بهتر! همین سیستم رو ادامه میدیم.
کوچیک همه دوستان ......... همایون
شعر زیر قطعه شعری است با حالت طنز گونه درباره ی دانشجویان رشته کشاورزی که تقدیم شما می شود.

از« کشاورزی» نمی خوانم دگر
چونکه می سوزد ز اوصا�ش جگر
در کشاورزی بساطی دیگر است
زندگی بر یک صراطی دیگر است
چونکه تشریک مساعی می کند
روستاها را تداعی می کند
خیل دانشجو زراعت پیشه اند
در نداریها قناعت پیشه اند
سال بالائی عجب با بیل و داس
می گذارد پیش ص�ریها کلاس
ای خوشا با داس برّان دیدنش
خوشه های زرد گندم چیدنش
هر کسی مانند دهقان است و بس
در پی یک لقمه ی نان است و بس
در زمستان گر چه می بارد تگرگ
می رود اما شتابان در لورگ
در دماغش آب قلقل می کند
سوز و سرما را تحمل می کند
آن زمین را می زند آهسته شخم
بعد می پاشد بر آن یک مشته تخم
دور تا دورش مترسک می نهد
بر سر� جالیز� گرمک می نهد
لتّه ها را می دهد پیوسته آب
هر شبش را گوجه می بیند به خواب
نکته ی اول در آنجا کاشت است
داشتها سرمایه ی برداشت است
زین سبب آسوده خاطر، بی خیال
چند روزی مانده تا پایان سال
از عدس بگر�ته تا ماش و نخود
می �روشد جمله محصولات خود
جیبها را می کند لبریز پول
می شود اینگونه در درسش قبول
وه، چه �کری در تصور داشتم
کاش من هم یک تراکتور داشتم
می نشستم پشت �رمانش به ناز
دانشگاه را جمله می بستم به گاز
می زدم تیکا�هایی ناگهان
تا که انگشتت بماند بر دهان
صحبتی هرگز نمی گویم گزا�
این قلم را می کنم دیگر غلا�

شهرام
من چند تا سئوال دارم که از اون بالا بالاییای این مملکت می پرسم.

اگر رزق تقسیم شده است، حرص چرا؟
اگر دنیا �ریبنده است، اعتماد بر آن چرا؟
اگر بهشت حق است، تظاهر به ایمان چرا؟
اگر جهنم حق است، این همه ناحق چرا؟
اگر حساب هست، جمع مال حرام چرا؟
اگر قیامت هست، خیانت به مال مردم چرا؟
اگر خدا یگانه است، نیاز به غیر خدا چرا؟
اگر شیطان دشمن است، پیروی از آن چرا؟

شهرام
آقا جاتون خالی ! دیشب ر�تم یه عروسی که end عروسی بود(!!!!!) علیرغم خرج زیادی که کرده بودن(مثلاً آوردن 2 گروه پاپ و سنتی) ، بی برنامگی در اون مشهود بود . بگذریم... یه نکته ای بود که حسابی اعصاب منو خورد کرده : در سالنی که جشن برپا شده بود تنها جدا کننده ی قسمت مردها و زنها یه پرده بود. بعد از مدتی که از جشن گذشت و مردها هم حسابی به رقص ا�تاده بودن دیدم که یه مرد گنده ی مسن بد ترکیب که از سیبیلاش خون می چکید به سرعت به طر� پرده ر�ت و شروع کرد سر یه دختره( که پرده رو خیلی کم کنار زده بود و داشت از یه شکا� باریک به مردها نگاه می کرد) داد زدن و �حش دادن که چرا به مردها نگاه می کنی؟!! حتماً یارو �کر می کرده دختره ی پررو(!!) مو و بدن یه مرد نامحرمو دیده!!!!!!!!!!!!!! (اونم اون بدترکیبه؟؟؟!!!!) بعد که من می گم زمونه عوض شده و حتی برعکس شده شما می گین خدا ش�ات بده!!
جالب می دونین چیه؟ اینکه دیدم در اواسط جشن همون جناب مذهبی(!!) برای گر�تن بچه اش از خانومش با کمال راحتی و آسایش به قسمت زنانه ر�ت!!!!!!!!!!! حتماً یارو �کر می کرده چون از در وارد شده اشکال نداره!!!!!!! البته اگه از این نکته بگذریم که یه نظر حلاله!!!!!! حالا به من بگین که زمونه عوض شده یا بازم خدا ش�ام بده؟

رامین
از خیام نیشابوری ؛ خطاب به دکانداران شریعت:

ای م�تی شـــــــــــهر از تو پرکارتریم
با اینهمه مستی ز تو هشــــــــــیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون ر�زان
انصــــــــــــا� بده کدام خونخوارتریم

همایون

آبان ۰۱، ۱۳۸۱

بذارین یه ماجرای جالب براتون تعری� کنم:
یه زمینی بوده تو منطقه بیست تهران که آقایون سپاه میان و اون زمین رو برا خوشون ورمیدارن! و دورش یه حصار می کشن. شهرداری منطقه بیست شاکی میشه و به دادگاه مربوطه شکایت می کنه که بابا ! سپاه رو چه حسابی این زمینو تصر� کرده؟! دادگاه هم حقو به شهرداری میده و حکم تخلیه رو براشون صادر می کنه. مأمورهای شهرداری خوشحال از این پیروزی، میرن به زمین مربوطه و با نشون دادن حکم دادگاه از آقایون سپاهی می خوان که محلو تخلیه کنن. �کر می کنین بعدش چه ات�اقی ا�تاد؟
برادرای مؤمن و خدوم سپاه از این پررویی(!) مأمورهای شهرداری غیرت انقلابیشون به جوش میاد و به یاد روزهای د�اع مقدس، بهشون حمله ور میشن !!!! بیچاره مأمورهای شهرداری پا به �رار میذارن، ولی پاسداران غیور انقلاب یه عده از این ضد انقلابها(!) رو دستگیر میکنن تا اونا رو به سزای اعمال شون برسونن!!! البته چندتایی شون هم متواری میشن! احتمالاً اقدام بعدی سپاه اینه که اول اون چند تا مأمور دیگه رو هم دستگیر کنه و بعدش بره ساختمان شهرداری منطقه بیست رو تصر� کنه (البته طی یک مانور نظامی با کلیه مهمات و تسلیحات)!!!
خوب آمریکای جهانخوار! چی خیال می کنی؟ �کر کردی می تونی به این راحتی به سرزمین اسلامی ما حمله کنی؟ ما سپاهی داریم غیور، مؤمن، نترس ،انقلابی، ولایی و جان برک� که از هیچ نیرویی در دنیا حساب نمی بره، حتی ازحکم دادگاههای جمهوری اسلامی و مأمورین اجرای این حکم!!! هر کی هم بهشون بگه بالای چشمت ابروست(ترجمه: قانون رو لط�اً رعایت کنین)، می زنن دهن کثی� و لیبرالش رو سرویس می کنن تا دیگه تو کار لشکر امام زمان دخالت نکنه!!!
آقا اصلاً می دونین چیه ؟ می تونیم و می کونیم!!!!!!! کسی حر�ی داره؟؟؟؟

همایون

مهر ۳۰، ۱۳۸۱

avril lavigne یکی از خواننده های نسبتاَ جدیدی است که من از سبک کاری او واقعاً خوشم می آید از آهنگ هایش از ویدیو کلیپ هایش(مخصوصاً از گیتار شکستنش) و.... یکی از بهترین آهنگ هایش به نظر من complicated می باشد. که توصیه می کنم آن را حتماً ببینید.{از طریق از سایت yahoo یا دیگر سایت های مربوط به او مثل avril-lavigne و ..}البته آهنگ های جالب دیگری همچونsk8er boi وmy world و... دارد که ارزش شنیدن را دارند.
متن آهنگ complicated

Uh huh, life's like this
Uh huh, uh huh, that's the way it is
Cause life's like this
Uh huh, uh huh that's the way it is

Chill out whatcha yelling' for?
Lay back it's all been done before
And if you could only let it be
you will see
I like you the way you are
When we're drivin' in your car
and you're talking to me one on one but you've become

Somebody else round everyone else
You're watching your back like you can't relax
You're tryin' to be cool you look like a fool to me
Tell me

Why you have to go and make things so complicated?
I see the way you're acting like you're somebody else gets me frustrated
Life's like this you
And you fall and you crawl and you break
and you take what you get and you turn it into honesty
and promise me I'm never gonna find you fake it
no no no

You come over unannounced
dressed up like you're somethin' else
where you are and where it's at you see
you're making me
laugh out when you strike your pose
take off all your preppy clothes
you know you're not fooling anyone
when you've become

Somebody else round everyone else
Watching your back, like you can't relax
Trying to be cool you look like a fool to me
Tell me

Why you have to go and make things so complicated?
I see the way you're acting like you're somebody else gets me frustrated
Life's like this you
and You fall and you crawl and you break
and you take what you get and you turn it into
honesty
promise me I'm never gonna find you fake it
no no no

Chill out whatcha yelling for?
Lay back, it's all been done before
And if you could only let it be
You will see

Somebody else round everyone else
You're watching your back, like you can't relax
You're trying to be cool, you look like a fool to me
Tell me

Why you have to go and make things so complicated?
I see the way you're acting like you're somebody else gets me frustrated
Life's like this you
and you fall and you crawl and you break
and you take what you get and you turn it into
honesty
promise me I'm never gonna find you fake it
no no no

Why you have to go and make things so complicated?
I see the way you're acting like your somebody else gets me frustrated
Life's like this you
You fall and you crawl and you break
and you take what you get and you turn it into honesty
promise me I'm never gonna find you fake this
no no no
رامون
خبر کوتاه؛ اما حیرت انگیز است:
" صدام حسین طی �رمانی تمامی زندانیان و بازداشت شدگان را مورد ع�و عمومی قرار داد."
این ع�و شامل تمامی زندانیان سیاسی (در داخل و خارج عراق) هم می باشد.
این اقدام صدام، نشانه ای دیگر از آخرین دست و پا زدن های او برای �ریب ا�کار عمومی و ح�ظ قدرت نامشروع خود می باشد.
آنطور که از ظواهر امر پیداست قضیه حمله آمریکا به عراق وارد مراحل بسیار جدی شده و صدام برای ح�ظ حکومت خود ممکن است کارهای عجیب تر از این هم بکند.
وقایع اخیر عراق را باید به دقت دنبال کرد، شاید در آینده ای دورتر شاهد تکرار این قضایا در کشور خودمان باشیم. لذا ما ایرانیان بایستی با هوشیاری، پیگیر قضیه عراق باشیم و تجربه های لازم را در این زمینه کسب کنیم تا احیاناً هزینه های کمتری بپردازیم.

همایون
سلام!
من صالح هستم و خوشحالم که عضو خ�نان هستم! در هر حال از این به بعد جدای وبلاگ خودم تو اینجام مطلب می نویسم در ضمن از تمام عواملی که موجبات عضویت منو �راهم کردن ممنونم مخصوصاً همایون و رامین و بچه های نودال و حمل و نقل و تدارکات و �نی و................

صالح
یه سوال!!!! وقتی یه پسر و دختر را تو خیابون می بینید که دارن با هم راه میرن ، یا اینکه با هم 2 تایی تو ماشین نشستن . پس زمینه مغزتون چه رنگی می شه ؟؟!!!! یعنی صر� نظر از نوع �کری که در مورد اونها می کنید اساساً این �کر مثبته یا من�ی ؟؟!!! . اساساً چرا این دید سیاه وجود داره . من �کر می کنم حتی اونهایی که قشنگترین لحظه های زندگیشون رو با جنس مخال�شون نگذروندن ولی حتماً این نیاز رو در وجود خودشون حس کردن . بیایید این نیاز رو باور کنیم و به زیباییش ایمان بیاریم . از این پس هر گاه دختر یا پسری رو تو خیابون ببینم که ذره ای محبت رو تو روابطشون حس کنم !!! در دلم تحسینشان خواهم کرد . من دیگر مثل دیگران نمی اندیشم . این ت�کر سیاه سنتی را دور خواهم ریخت . لااقل یک نگاه سنگین اتهام را من !!! آری من از روی وجودشان بر می دارم . شاید سبک تر گام بردارند !!!
در این �ضای تیره و سنگین که هر روز آزارم می دهد ، اگر این زیبایی ها را هم زشت بینم پس چه از آن تاریک اندیشان کم دارم . از امروز سعی می کنم قدم به قدم گونه ای دیگر باشم . باید زیباییها را ببینم . تا بتوانم خود نیز زیبایی را با تمام وجود درک کنم . در این راه بار دیگر هر چه را حتی آنچه را تاکنون برایم مقدس و غیر قابل شک معر�ی کرده اند به چالش می کشم . از امروز ملاک راه برایم زیبایی است ، شادی است . هر چه را با �طرتم در تضاد بینم بی درنگ به زباله دان خواهم ریخت . برایم حر�های مردمی که برای کارهایشان ، عقایدشان ، راهشان ، عبادتشان ، عشقشان از اجداد و گذشتگان و سنتشان اجازه می گیرند !!!! ذره ای ارزش ندارد . من باز هم حرکت می کنم تا آنجا که توان دارم !!!

بیژن
این شعر کوتاه از برتولت برشت را به همه دهقانان زحمتکش و ستمدیده دنیا تقدیم می کنم:
ز جا برخیز ای دهقان!
قدم در راه خود بگذار!
مباد ا�سرده دل باشی،
اسیر مرگ می گردی تو هم ناچار.
ترا یاری نخواهد کرد کس در کار،
تو خود باید زجا خیزی.
قدم در راه خود بگذار!
ز جا برخیز، ای دهقان!

همایون

مهر ۲۹، ۱۳۸۱

نمی دونم چرا چند وقته نمی تونم خوب بنویسم........چرا؟......�کر می کردم نمی تونم جوابشو پیدا کنم.......اما خوب که �کر می کنم می بینم دلیل داره، اونم نه یکی دو دلیل بلکه چندین دلیل مثلاً اینکه نمی تونم خوب ببینم، نمی تونم خوب بشنوم، نمی تونم خوب استشمام کنم و نمی تونم خوب لمس کنم.............نمی تونم خوب �کر کنم..............و حتی نمی تونم خوب احساس کنم................نه اینکه که نخوام...... ولی نمی تونم................

رامین

مهر ۲۸، ۱۳۸۱

عمر کَمه ص�ا کن رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا به قطره اکت�ا کن

شهرام
تصمیمم را گر�تم !!!! باورهایم را خود می سازم . این بار دیگر تسلیم نمی شوم . تسلیم هیچ قدرت ساختگی . دیگر خدایان وحشت را باور ندارم . من خدای خود را می پرستم . همان خدایی که دوستش دارم . همان خدایی که زیبایی را آ�رید . همان خدایی که عطر را آ�رید !!!!! همان خدایی که زن را آ�رید و مرد را برای آنکه زیباترینش عشق را در وجود دیگری بپویند . خدایانشان برایم مرده اند . من خدایان مرده را نمی پرستم . من خدای سنگسار را نمی پرستم . من خدای سیاه آنان را دوست ندارم . من زندگی را دوست دارم . تا قدرت عشق را در وجودم حس می کنم تا آن زمان که زنده ام تسلیم نخواهم شد . ای سیاه اندیشان یک لحظه نخوابید !!!!!!!! من هنوز زندگی را حس می کنم .
بیژن