فروردین ۱۴، ۱۳۸۲

بي تو شبي تنها و بي �انوس خواهم مرد
دعا کن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم

از شاعر معاصر شهرزاد بانو...............همایون

فروردین ۱۰، ۱۳۸۲

شکست، شکست� من، تنهایی� من
و دوری من؛
تو پیش من از هزار پیروزی عزیزتری،
و در دل من از همه ا�تخارهای این جهان شیرین تری.
شکست، شکست من خود شناسی من و سرپیچی من،
از توست که می دانم هنوز جوانم و پای چابک دارم
و به دام� تاج� شمشاد� پژمرده نمی ا�تم.
در توست که به تنهایی رسیده ام
و لذت رانده شدن و دشنام شنیدن را چشیده ام.
شکست، شکست من، شمشیر و سپر درخشان من،
در چشمان تو خوانده ام
که بر تخت نشستن یعنی برده شدن،
و �همیده شدن یعنی هموار شدن،
و دریا�ته شدن یعنی به نهایت� خود رسیدن و مانند میوه ی رسیده ای به زمین ا�تادن و خورده شدن.
شکست، شکست من، همواره دلاور من، تو سرودهای مرا خواهی شنید، و �ریادهای مرا، و سکوتهای مرا،
و هیچ کس جز تو با من سخن نخواهد گ�ت از تپش بال ها،
و خیزش موج ها،
و از کوه هایی که شباهنگام می سوزند،
و تنها تویی که از شیب� صخره ی روح من بالا می آیی.
شکست، شکست من، دلیری� بی مرگ� من، من وتو با طو�ان خواهیم خندید،
و با هم گور همه ی آنهایی را که در ما می میرند خواهیم کند
و با اراده در آ�تاب خواهیم ایستاد
و خطرناک خواهیم بود.

شهرام