فروردین ۰۷، ۱۳۸۲

�ردا هشتم �روردین روزی است که جمهوری اسلامی برای حمایت از یکی از بزرگترین دشمنان تاریخ ایران راهپیمایی برگزار می کند. �ردا قرار است که ملت ایران برای د�اع از قاتلان �رزندان خود به خیابانها بریزند. برای د�اع از هیولایی به نام صدام حسین که نژاد ایرانی را نجس می داند، بزرگترین دشمن اعراب را ایران می داند و حتی بر سر ملت خود بمب شیمیایی می ریزد.
شرکت در تظاهرات �ردا توهین به خون شهیدان و جانبازان و خانواده های داغ دیده از جنگ و همه ایرانیان وطن پرست است.
هر کس در تظاهرات �ردا شرکت کند بی شر� است، بی شر� است، بی شر� است.

همایون و شهرام

فروردین ۰۵، ۱۳۸۲

خسته دل ناامید
به عشق صبح روشن
مرغک بی بال و پر
به عشق باغ و گلشن
زنده دل مو سپید
به شوق زنده بودن
کودک نورسیده
به ذوق پر گشودن
به ساز این زندگی همه دارن می رقصن، پس چرا من نرقصم؟
اونی که خیلی داره
اونی که هیچ نداره
اون که رو �رش سنگی
شبو به صبح میاره
اون کسی که یه عمره
نشسته غصه خورده
اون که به شوق �ردا
به شادی رو ا�ورده
به ساز این زندگی همه دارن می رقصن، پس چرا من نرقصم؟
اونی که صدها کتاب
ر�ته نشسته خونده
واسه بیشتر دونستن
وجودشو سوزونده
اونی که آرزوهاش
حباب روی آبه
کسی که هر گناهی
به چشم اون ثوابه
به ساز این زندگی همه دارن می رقصن، پس چرا من نرقصم؟

شهرام

فروردین ۰۳، ۱۳۸۲

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم
دل دادم و شعر عشق انشا کردم
نی، نی غلطم، کجا سرودم شعری
تو شعر سرودی و من امضا کردم

خوب یا بد،
تو مرا ساخته ای
تو مرا
صیقلی کرده و پرداخته ای

شهرام