بهمن ۲۴، ۱۳۸۱

به نام ایران و ایرانی

با در نظر گر�تن شرایط موجود،هیأت مدیره وبلاگ تصمیم گر�ته است که از این پس در مورد مسائل و موضوعات سیاسی ایران، در وبلاگ سخنی گ�ته نشود. لیکن به عنوان آخرین کلام ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد که پس از بیان آنها، پرونده سیاسی ما بسته خواهد شد:

1- عده ای از دوستان به اشتباه ما را سلطنت طلب نامیدند. ما سلطنت طلب نیستیم. ما اصولاً با هر نوع استبداد و خودکامگی شدیداً مخال�یم. ما به خصوص هیچ گونه تحجر و واپس گرایی و از آن جمله بازگشت سلطنت را مردود می دانیم، همانگونه که با رژیم جمهوری اسلامی که تجلی تحجر مذهبی است، به شدت مخال�یم.
خانواده ما هم در جریان انقلاب و هم در جریان جنگ تحمیلی، شهید و جانباز داده است. ما خاک جنگ خورده ایم، در جریان جنگ تحمیلی خانه هایمان ویران شد و هزینه های مادی و معنوی زیادی پرداخت کرده ایم. به همین دلایل است که دلمان برای مملکتمان می سوزد.حر� ما این است که رژیمی که با هزینه های جانی و مالی �راوان جانشین رژیم استبدادی شاهنشاهی شده است، به جای این که به خواست ملت احترام بگذارد و پایه های آزادی و دموکراسی را در این مملکت استوار کند، به مراتب مستبدتر و خودکامه تر از رژیم گذشته عمل کرده و می کند. و این در حالی است که خود را حکومتی از جانب خدا و منتخب مردم می داند.



2- پرچم ایران، پرچم ملی ما، پرچم سه رنگ شیر و خورشید است. در کشور ما مردمانی با اعتقادات و مذاهب مختل� زندگی می کنند که وجه مشترک این مردم ایرانی بودنشان می باشد.این پرچم متعلق به رژیم پهلوی یا گروه و دسته خاصی نیست، بلکه اصالتی به قدمت تاریخ این مرز وبوم دارد.
اینکه با قرار گر�تن کلمه " الله " روی پرچم کشورمان مخال�ت می کنیم، دلیلی بر الحاد و یا دشمنی ما با خداوند نیست. ما خود مسلمانیم و اسلام را به عنوان یک عقیده �ردی و یک باور قلبی قبول داریم.ولی هر چیزی جای خودش را دارد. نباید مذهب را در مسائل ملی وارد کرد، همانطور که نباید مذهب را در سیاست دخالت داد. پرچم ما نمادی از ملیت و هویت تاریخی ماست، نه نشاندهنده اعتقادات مذهبی ما. در ضمن هر چه باشد، ما قبل از اینکه مسلمان باشیم، ایرانی هستیم. ما ایرانیان در وهله نخست خود را �رزندان کوروش و داریوش می دانیم و بعد از آن پیروان آیین محمد یا عیسی یا موسی یا زرتشت یا هر آیین دیگری. مسأله پرچم به اعتقاد ما مسأله ای حل شده است و احتیاجی به بحث و گ�تگوی بیشتر ندارد.

3-جمهوری اسلامی، یک حکومت اقتدارگرای غیر قابل اصلاح می باشد. با به پایان رسیدن تاریخ مصر� اصلاح طلبان و مشخص شدن پوچی و بطلان وعده ها و عقاید آنها، عمر سیاسی این رژیم هم به پایان رسیده است. جمهوری اسلامی یک حکومت بسته و در اختیار عده ای معدود، با طرز �کر خاصی می باشد. جمهوری اسلامی خیلی زود راه خود را از مردم جدا کرد. اکنون تنها می توان گ�ت که جمهوری اسلامی باید برود و صد البته که ر�تنی است. لیکن سه دسته از مردم هستند که هنوز به جمهوری اسلامی اعتقاد دارند:
ال�) آنها که واقعیت را نمی بینند و اصولاً توانایی درک واقعیت را ندارند. اینها کسانی هستند که در جهل و بلاهت و تحجر غرق شده اند.
ب) کسانی که واقعیت را خوب می بینند، لیکن منا�ع آنها با منا�ع جمهوری اسلامی گره خورده است. کسانی که در �ساد و مال اندوزی و قدرت طلبی غرق شده اند و تنها در سایه بقای این رژیم می توانند به زندگی نامشروع خود ادامه دهند.
ج) آنها که واقعیت را می بینند، ولی غرورشان اجازه اعترا� به اشتباه را به آنها نمی دهد. انسانهای صاحب اندیشه و پاک نیتی که به دلیل سابقه انقلابیشان، حاضر نیستند بپذیرند که آنچه را که زمانی به درستی آن شک نداشتند و به آن ایمان داشتند، چیزی جز یک توهم دروغین و یک سراب �ریبنده نبوده است.این گروه در حال حاضر معتقدند که باید باز هم اصلاحات را در ایران دنبال کرد، بعضیشان که کوته �کر و متعصبند، هنوز اعتقاد به آقای خاتمی دارند و برخیشان که روشن�کرترند، پروژه عبور از خاتمی را مطرح می کنند. بزرگترین اشتباهشان این است که هنوز معتقدند که مذهب و مذهبیون باید در رأس حرکات اجتماعی آینده قرار بگیرند.
به طور کلی می توان گ�ت که این گروه دل خوشی از جمهوری اسلامی نداشته و بعضاً دموکرات و حتی معتقد به سکولاریسم هستند، ولی آنها سیاست سازش با جمهوری اسلامی را در پیش گر�ته اند و در عوض حملات خود را متوجه بخش تندروی جمهوری اسلامی و همچنین گروههای برانداز و به خصوص سلطنت طلبان کرده اند.در حالی که این حقیقتی است آشکار که سلطنت طلبان هیچ پایگاه مردمی در ایران ندارند و مردم ایران هیچ گاه به بازگشت سلطنت رضایت نخواهند داد. به هر حال روزی �را میرسد که بخش عمده ای از این گروه با توده مردم متحد خواهند شد و آنروز سرآغاز سقوط جمهوری اسلامی در سیاهچال تاریخ خواهد بود.

4- حکومت آینده ایران، باید حکومتی لیبرال دموکرات، و صد البته سکولار باشد. چرا که لیبرال دموکراسی منهای سکولاریسم، یک م�هوم بی معنا و موهوم خواهد بود. ملت ایران همانطور که موجب سقوط شاه شد، ولایت �قیه را نیز به زیر خواهد کشید. همانطور که دست اشرا�یت را از امور کشور کوتاه کرد، روحانیت را نیز به حاشیه خواهد راند. در حکومت آینده ایران، همانگونه که نظامیان خق دخالت در امور سیاسی را نخواهند داشت، این حق از روحانیون نیز سلب خواهد شد، واین دو گروه تنها در صورتی می توانند در �عالیتهای سیاسی شرکت کنند که لباس نظامی یا روحانی خود را از تن خارج کنند.
و این چنین، ایرانی آزاد و دموکرات زاده خواهد شد که ضمن ح�ظ خصوصیات �رهنگی و ملی خود، عضوی موثر و سازنده در دهکده جهانی خواهد شد وچهره ای قرن بیست و یکمی خواهد یا�ت. شاید این تصورات در حال حاضر �قط رؤیاها و آرزوهایی بلند پروازانه و ساده لوحانه به نظر برسد، ولی چنین روزی خواهد رسید، حتی اگر ما نباشیم و نبینیم.

5- در آینده ای نزدیک ، وبلاگ ما دچار تغییرات عمده ای خواهد شد، چه در طرح و قالب ص�حه و چه در نوع مطالبی که می نویسیم. مطالب سیاسی مربوط به ایران حذ� و مطالب مربوط به سایر موضوعات تقویت خواهد شد. احتمالاً بخش ورزشی هم به وبلاگ اضا�ه می شود. امیدواریم که دوره جدید �عالیتمان دورانی مو�ق و سازنده، توأم با تحکیم روابط دوستانه مان با شما عزیزان باشد. در ضمن از پیشنهادات و انتقادات شما با رویی باز استقبال خواهیم کرد.

با تشکر
هیأت مدیره وبلاگ: همایون، شهرام، رامون و رامین

بهمن ۲۰، ۱۳۸۱

If everybody in the world
Love everybody in the world
What the glory this world
.......This could be,be,be

Homayoon