آذر ۲۲، ۱۳۸۱

این شعر زیبا را صبا سروده است که با اجازه او، به تمام دوستان وبلاگی تقدیمش می کنم:


در صمیمیت قلب من و تو
کودکی دست برآورده به مهتابی دلها
یک بغل عاط�ه در دستانش
من و تو
سالها در پی او
او در آنسوی خیال
ر�ته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور

همایون


آذر ۱۹، ۱۳۸۱


کا�ی شاپ یعنی یک میز،یک میز �لزی یا چوبی که کوچک وعجیب باشد ،کا�ی شاپ یعنی دو صندلی در راستای دو نگاه ....ـ
کا�ی شاپ یعنی گپ ، یعنی نگاه ، یعنی حر�های عاشقانه! نگاه هایی که از دو زاویه در هم تلاقی پیدا میکند!!ـ
کا�ی شاپ یعنی خوردن یک چیز عجیب با یک شکل عجیبتر ولی با طعم بستنی ...ـ
کا�ی شاپ یعنی پول ، یعنی یک بستنی 200 تومنی به مبلغ دو هزار تومن و جمع کردن یک ثروت!!!ـ
کا�ی شاپ یعنی من و تو و دود کردن یک سیگار ، مسابقه آتش
کا�ی شاپ یعنی پاتوق ...وقتی هیچ جای دیگری برای دیدار و گ�تگو نباشد!!آمدن یک ر�یق قدیمی در �ضای مه آلود پر از دود هر چند روی دیوارها با خط های خرچنگ قورباغه نوشته باشند (کشیدن سیگار اکیدا ممنوع ) ـ
کا�ی شاپ یعنی مد ...یعنی دیدن موها و شکل و قیا�ه های تازه
کا�ی شاپ یعنی شنیدن رایحه های مختل� و نشان دادن آخرین سویشرت سال!!!با رنگهای مد ...راستی رنگ سال چه رنگی است!؟ کرم ، قهوه ای حالا اگر با مشکی راحت تر بودید اشکالی ندارد ، در اینجا رنگ مشکی هیچ وقت از مد نمی ا�تد !!!ـ
کا�ی شاپ یعنی دیدن تابلوهای مدرن ، آدمهای مدرن که درباره مسایل مدرن حر� می زنند. یعنی تجلی مدرنیسم در زندگی قهوه خانه ای قدیمی مان !!!ـ
شاید اشتباه گ�ته باشم...بله بله تجلی پسامدرنیزم...دیدن یک عصیان در شکل شمایل و آرایش طرح اتاقک های کوچک با دو سه ردی� میز و صندلی یعنی عصیان رنگ های تند و غیر معمولی ، یعنی تجلی روح یک مشت جوان
کا�ی شاپ یعنی شنیدن یک موسیقی ، یک کاست م�صل از جنی �ر لوپز یا ....ـ
کا�ی شاپ یعنی نشستن یکی دو ساعت مثل یک استراحت گاه!مکانی برای آسایش،شرط بندی، رو کم کنی ونشان دادن آخرین دستاوردهای اینترنتی و ماهواره ای و آخرین آلبوم گروه �ایو یا ...ـ
کا�ی شاپ یعنی بیکاری ، یهنی علا�ی ،یعنی جایی که جوانانش برای اوقات �راغت باید سماق بمکند یعنی جایی که کار نیست و مشکل اشتغال هست و سدی به نام کنکور و جوانانی که در گیرند با آزمونها وتستهای پیچیده در کنار پزهای مدرن و بی خیالی های رقت انگیز...ـ
کا�ی شاپ یعنی دلتنگی ها ، یک جور غصه و اشک که لنزهای رنگی دخترها را اذیت می کند
کا�ی شاپ یعنی نمایش دادن بینی های عمل کرده با آخرین متدهای لیزری پیشر�ته ،حالا دیگر عروسکی مد نیست !کمی عقابی هم اشکال ندارد
کا�ی شاپ یعنی دیدن چهره های محزون جوان هایی که شاد نیستند
کا�ی شاپ یعنی پز دادن گوشی موبایل بازها...هر چند که آنتن هم ندهند
کا�ی شاپ یعنی یک جای دنج در این شهر پیدا نمی شود،کا�ی شاپ یعنی پارک نیست...موزه و سینما نیست!!یعنی ت�ریح نداریم حالا اینجا چرت می زنیم یعنی خسته شدیم و دیگر این وضعیت رو نمی توانیم تحمل کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!ـ
کا�ی شاپ یعنی مثلا تریپ بی خیالی
اما هیچ کس نمی داند آنها از همه خسته ترند !!!ـ
بر گر�ته از مطلبی در روزنامه نوروز مورخ 8 دی 1380

بیژن

آذر ۱۸، ۱۳۸۱

چگونه پیچک غم، ارغوان شادی را،
به باغ خاطر ما جاودانه پژمرده ست!
چگونه کم کم زنگار نا امیدی ها،
جلای آیینه ی شور وشوق را بردست.
لبان ما، دیری است،
به هم �شرده چو نیلو�ران� نشک�ته ست.
چنان به زندگی بی نشاط خو کردیم؛
که نقش روشن لبخند یادمان ر�ته ست!

ببین به چهره ی این مردمان راهگذر،
دل تمامی شان غنچه ی نخندیده ست.
هنوز، خانه ای از خانه های این سامان
شبی ز بانگ سرود و سرور همخوانان
دمی ز شادی و پاکوب دست ا�شانان
به خود نلرزیده ست!

ببین که بر سر دلهای مان چه آوردیم!
ببین نخواسته با عمر خود چه ها کردیم!

چرا چو ماتمیان، بی خروش می مانیم؟
چرا سرود نیایش، به بامداد، به نور،
سرود گندم، باران،
سرود شالیزار،
سرود مادر، کودک، پدر،
سرود وطن،
سرود زندگی و عشق را نمی خوانیم؟

یکی بپرس، که از زندگی چه می دانیم؟
ن�س کشیدن آیا نشان زیستن است؟
خموش، مردن؟
یا
شور وشوق پروردن!؟
چو آ�تاب به این لحظه ها درخشیدن.
امید و شادی و شور و نشاط بخشیدن.

مگر نه اینکه غمی سهمگین به دل داریم؟
مگر نه اینکه به رنجی گران گر�تاریم؟
نشاط مان را باید همیشه، چون خورشید،
- بلند وگرم - در اعماق جان نگهداریم.

مده به پیچک غم، آب و آ�تاب و نسیم
بیا دوباره به �ریاد ارغوان برسیم!

بیا دوباره به �ریاد ارغوان برسیم!

شهرام